و
غـربــت شعــر
1
برگزاری جشنواره و اعطای جایزه برای تشویق هنرمند ، سنّت خوبی است :
ـ اگر به دولتی کردن و سفارشی شدن هنر
و هنر فروشی منتهی نشود .
۲
جشنوارۀ سراسری شعر نماز و نیایش در خوی
ـ مهلت ارسال آثار : 10 بهمن
ـ زمان : 24و 25 بهمن که در 11 و 12 اسفند برگزار شد .
ـ مدیر اجرایی جشنواره : تعداد 144 نفر با 345 قطعه شعر ( ترکی ـ فارسی ) شرکت کردند.
دبیر جشنواره از ارومیّه بودند .
۳
هیئت داوران :
دکتر شهریار حسن زاده ؛ استاد محترم دانشگاه که شعر نمی سرایند!
حسین اسرافیلی ؛ شاعر شعــــر دفاع مقدّس که قرار بود شعرهای فـــارسی را داوری کنند و
شعــرهای ترکی را . تنها به این اعتبار که در تبـــریز متولّد شـــده و زبان تُــــرکی می فهمـــند
ـ اگرچـــه در حد و اندازۀ سلام و علیک کردن ـ لابد شاعری ترک زبان و ماهـــر یافت نشد و این
مهم را به ایشان سپردند!
مصطفی محدّثی ؛ شاعـــر خوش ذوق خراسانی و سردبیر مجلّـــــۀ شعـــر ( راستی آقای داور
حاضـــرند شعرهای برگزیدۀ جشنواره را در مجلّۀ شعرشان چاپ کنند؟!).
نکته : ظاهراً یکی از داوران تهران نشین شعرها را ندیده و فقط ۵/۱ میلیون پول داوری را نـوش
جان کرده است .
نکتۀ جالب تر :قبل از همه دبیـر انجمـــن ادبی دانش خوی ، آقای گیو قهــــرمان زاده داوری کرد که
قــرار شد به دستور مدیر اجرایی جشنواره ، تعداد 30 قطعه شعــــر برگزیند و عازم تهــران شود
تا خود برگزیده ها را خدمت داوران بزرگوار برساند ( داوران به خـــوی نیامدند و دبیر انجــمن خود
ذی نفع بود).
نتیجه : در واقع داور اصلی دبیر انجمن بوده و به قدری فعّال ! که منتـخـب جشنواره هم شد.
نفر دوّم از خوی آقای هاشم عابدی بود ، رییس انجمن و یار غار دبیر انجمن... که شعـر خوبی
را ارائه نکرد.
نفر سوم از خوی آقای محمّــــــــد نوروزی بود که جوانی مستعدّ و پـرشور است و شعر را خوب
شروع کرده و ... امّا.
پیش بینی درست : خیلی از دوستان (حتّی قبل از ارسال شعر ) فکر می کردنــد خود آقایان
فوق الذّکر برنده می شوند .
و : خیلی از شاعران خوی مطمئن بودند که آثارشان به دست سه داور جشنواره نمی رسد !
توضیح : انجمن ادبی دانش خوی روزهای چهارشنـــــبۀ هر هفته با حضور رئیس و دبیر انجمن
و دو یا سه نفر از اعضا برگزار می شود ... بقیّه ، عطای انجمن را به لقایش بخشیده اند.
۴
ـ شعر خانم عالیه مهرابی از انجمن جیحون یزد زیبا بود .
ـ شعرها بیشتر تعمّدی و تصنّعی و ضعیف و سُست بودند . ( برگـــزیدۀ جشنواره « زندگی » را
با « سادگی » قافیه می بست و ... ). خوشا به حال آن ها که در حین شعرخوانی دوستان ،
خوابشان بُرد.
ـ شعر خوی برای میهمانان ، شعری سست و بی مایه معرّفی شد . می پرسید چـــــرا؟ چـون
شاعرانی در این جشنواره شعر خواندند که هنوز باید بدوند.
پیشنهاد : اصلاً چطور است جشنوارۀ دو میدانی هم برگزار کنند ؟
فقط داور چهارم فراموش نشود. اسمش هم در برگۀ فراخوان نباشــد مهمّ نیست ( هدف فقط
انجام وظیفه است ) .
از شوخی گذشته؛ آیا می توان از کنار نام های نجیبی چون علیرضا ذیحق،حسین اقبالیان ،
شهرام میرزایی و ... خیلی های دیگر به سادگی گذشت ؟!
خوی شهر شاعران بزرگی است
اگرچه دَم بر نیاورند و سنگ نوش ِ طفلان ِ سخن باشند !