استاد حسین منزوی از پیشگامان تحوّل درغزل قدیم بود. وی تغزّل را از
مجموعه مناسبات و سنّت های رایج دور کرد و به شعر و پیام نیما نزدیک .
به تعبیری او نیمای غزل معاصر بود.حاصل زندگی شاعرانۀ او آثاری است
چون: خنجرۀ زخمی تغزّل ، از ترمه و تغزّل ، باعشق در حوالی فاجعه و ...
وی در۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ ما را ترک کرد و به دیار باقی شتافت که عشق
بیش از این مجال درنگش نداده بود.
این غزل در آن روزها که استاد در بستر بیماری بود سروده شده است و
بدون تغییر ، تقدیم حضورتان می شود :
هنوز شعر تو زیبا، هنوز هم قوی است
چراکه نام تو آقا! ((حسین ِ منزوی ))است
میان همهمۀ این همه ستیزه فروش
اگرچه شعر تو تنها ، اگرچه منزوی است
شبی که آینه بر دوش آمدی ، گفتم:
علاج زخم سیاه غزل به دوش وی است
همیشه نایرۀ شعر معنی است ، و هنوز
غریبه در پی ردفِ قوافی و روی است۱
بمان که شبچرۀ موریانه ها نشود
غزل، امانتِ ((حافظ ))وَ ارثِ ((مولوی ))است...
*
که پلکِ پنجره را شانه می زند آقا؟
کنون که فعل ((تو ))ـ با صد دریغ ـ ((می روی)) است .
۱-نایره ، ردف و روی ازمباحث حروف قافیه است . در این بیت نایرۀ به معنای لغوی آن یعنی گرمی و حرارت و شعلۀ آتش به کار رفته و ایهام تناسب است .
دوست شاعرم آقای چنگیز جعفری هم با وبلاگ عشق بارانی می آید به
جمع ما پیوست . سر بزنید دست خالی برنمی گردید. اینجا کلیک کنید: